چرا گاوها از رنگ زرد متنفرند

این کتاب برجسته در مورد رفتار حیوانات استثنایی و به نظر من خواندنی است. این اثر توسط تمپل گراندین نوشته شده است، که شاید شناخته شده ترین فرد اوتیسمی در جهان باشد، و کاترین جانسون، والدین دو فرزند اوتیسم، نویسنده آن است.
گراندین به این دلیل معروف است که اغلب در مورد چگونگی داشتن اوتیسم صحبت می کند. از آنجایی که او یک خانم مبتلا به اوتیسم است، غیر معمول است (اکثر افراد مبتلا به اوتیسم مرد هستند). او یکی از اولین افرادی بود که دارای اعتبار حرفه ای قابل توجهی بود که تشخیص اوتیسم خود را فاش کرد (او استادیار علوم حیوانات در دانشگاه ایالتی کلرادو است). نوآوریهای نوآورانه او در مورد تجهیزات، روشها و استانداردهای عملکرد خوب در حمل و نقل حیوانات، نام او را در سراسر جهان در تجارت بستهبندی گوشت به ارمغان آورده است.
در این کتاب جذاب، گراندین دو وظیفه چالش برانگیز را بر عهده می گیرد. اول، توصیفی از رفتار حیوانات در ارتباط با این، او امیدوار است نشان دهد که چگونه مسائل مربوط به رفتار حیوانات در صورت درک دلایل اساسی، به سرعت رفع می شوند. او این کار را با تشریح دقیق رفتار حیوانات انجام داده است تا پیش بینی کند که یک حیوان چه کاری انجام می دهد. او توصیه های عملی زیادی در مورد نحوه برخورد با حیوانات چالش برانگیز ارائه می دهد و تجربیات زیادی را برای عیب یابی رفتار چالش برانگیز در حیوانات اهلی و کشاورزی، از گاو گرفته تا سگ و اسب به کار می برد.
یک فرضیه جدید اوتیسم دومین حوزه اصلی مورد علاقه اوست. او معتقد است که وقتی صحبت از درک جزئیات میشود، ذهن اوتیستیک بیشتر شبیه ذهن حیوانی است تا ذهن متوسط انسان. بحث برانگیزترین تز از این سه، اما یکی که دیدگاهی کاملاً جدید در مورد اوتیسم ارائه می دهد، پایانی است.
برخی از خوانندگان ممکن است گیج شوند که چگونه یک فرد مبتلا به اوتیسم، که از مشکل او در درک تعاملات اجتماعی انسانی آگاه است، می تواند چنین درک طبیعی و دقیقی از حیوانات دیگر داشته باشد. مطمئناً یک فرد مبتلا به اوتیسم تمایل بیشتری به انتخاب رشته ای دارد که شامل اشیاء بی جان است، مانند ریاضی، موسیقی یا رایانه؟ یک فرد مبتلا به اوتیسم می تواند حیوانات و زندگی اجتماعی آنها را به اندازه زندگی مردم عادی گیج کننده ببیند.
ما از "دانشمندان" اوتیستیک آگاه هستیم که می توانند به سرعت محاسبه کنند - مثلاً دو عدد شش رقمی را ضرب کنند - یا می توانند یک قطعه موسیقی را فقط یک بار گوش دهند و سپس آن را تکرار کنند. آنها حتی می توانند روز هفته را پیش بینی کنند که در آن تاریخ مشخصی رخ می دهد. در هر یک از این موقعیت ها، فرد یک سیستم بی جان را سازماندهی کرده است. آنها عملکرد تقویم را در سطح سیستم بررسی کرده اند. یا سازوکاری که موسیقی از طریق آن عمل می کند را مطالعه کرده اند. یا عملیات سیستماتیک اعداد.
با سیستمسازی، سعی میکنیم قوانین حاکم بر سیستم را تعیین کنیم تا بتوانیم آن را پیشبینی کنیم. و برای یافتن قوانین سیستم، باید آن را به طور کامل تجزیه و تحلیل کنید و به دنبال الگوهایی مانند "اگر A، سپس B" یا "اگر X را انجام دهم، Y اتفاق می افتد" بگردید. به طور رسمی، سیستم سازی مستلزم کنار هم قرار دادن "ورودی-عملیات-خروجی" است. افراد مبتلا به اوتیسم بر اساس مفهومی که در کتاب تفاوت اساسی (پنگوئن/کتاب های اساسی) مطرح کردم، بیش از حد سیستم ساز هستند.
رفتار حیوانات به طور موثر توسط گراندین سیستماتیک شده است. او اشاره می کند که بی اف اسکینر، یک روانشناس رفتارگرا، در دهه 1950 تلاش کرد تا به این هدف دست یابد (و ملاقات جالبی را بین خود و مرد بزرگ توصیف می کند). گراندین از دیدگاه من بهتر از اسکینر عمل کرده است. این به این دلیل است که اسکینر تمام ساعات بیداری خود را صرف تجسم آنچه حیوانات میبینند، احساس میکنند و فکر میکنند، نبود. او به ویژه ادعا کرد که به جای حدس و گمان در مورد احساسات، ایده ها، ادراکات و انگیزه های یک حیوان، فقط باید بر شرایط زمینه ای تمرکز کرد که رفتار حیوان را پاداش یا جریمه می کند (که منجر به تکرار نشدن آن می شود).
گراندین، در مقابل، از منظر حیوان شروع میکند و میپرسد چه نوع محرکهایی ممکن است حیوان را نگران کند. یک حیوان ممکن است با چه نوع محرک هایی خشمگین شود؟ در مورد عصبشناسی انگیزههای حیوانات که میتواند به پیشبینی رفتار کمک کند، چه میدانیم؟ گراندین رفتار حیوانات را با چنان حوصله، دقت و درک دقیقی تحلیل میکند که قادر به پیشبینی، تصحیح، کنترل و توضیح آن است. کتاب او تقریباً مانند راهنمای رفتار حیوانات است.
در اینجا چند قانون که گراندین کشف کرده است، ذکر شده است: متغیرهایی وجود دارند که تصمیم میگیرند که آیا حیوان وارد تونل میشود (مثلاً برای دریافت واکسیناسیون) یا از ورود خودداری میکند. اگر یک آیتم زرد در نزدیکی دهانه وجود داشته باشد، حیوان وارد نمی شود. اگر چیزی مشابه خاکستری رنگ شود، این کار انجام می شود. اگر یک وسیله متحرک در این نزدیکی هست (مانند کتی که در باد روی حصار بال می زند) حیوان وارد نمی شود. اگر همان مورد بدون حرکت نگه داشته شود وارد می شود. اگر کنتراست نور خیلی شدید باشد و از روشن به تاریکی حرکت کند، حیوان وارد نمیشود. اگر نور غیرمستقیم وجود داشته باشد، حیوان به داخل می رود. اگر یک نور متحرک از بالا به آن بتابد، حیوان از آن قسمت از زمین عبور نمی کند. اگر صداهای غیرمنتظره ای در ورودی شنیده شود، مانند صدایی که از لوله کشی می آید، حیوان وارد نمی شود. اگر سر و صدا قطع شود حیوان وارد می شود.
او همچنین عواملی که منجر به خشونت در حیوانات خانگی مانند سگ یا اسب می شود را به مجموعه ای از قوانین کاهش داده است. به عنوان مثال، اگر اسب نر در یک قلم محبوس شود و از فرصت معاشرت محروم شود، آداب خواستگاری را به دست نمی آورد و غریزه تجاوز خشونت آمیز را در خود ایجاد می کند. یک سگ در یک سلسله مراتب مانند یک دیکتاتور عمل می کند و به افرادی حمله می کند که آنها را "فرست تر" خود می داند، اگر به او آموزش داده نشود که نر "بتا" در خانه است (با صاحبش نر "آلفا"). یک گربه بزرگ شده در داخل خانه، نقطه قرمز قلم لیزری را با موش اشتباه میگیرد و وقتی آن را از دیوارها، طبقات و روی مبلمان بالا میبرید، نقطه را بدون توقف دنبال میکند.
او بالاخره پرورش حیوانات را خودکار کرده است. جوجه های سریع الرشد از جفت گیری خروس سریع الرشد با مرغ سریع الرشد تولید می شوند. با این حال، او خاطرنشان می کند که چنین برنامه های اصلاح ژنتیکی تک مشخصه به ندرت بدون اشکال هستند. به عنوان مثال، کودکانی که به سرعت در حال رشد هستند نیز قلب ضعیفی دارند. شما می توانید مرغ هایی با عمر طولانی و با رشد سریع را با پرورش جوجه هایی که برای قدرت آنها انتخاب شده اند تولید کنید، اما آنها بسیار خشن هستند.
گراندین اصول رفتار حیوانات را از طریق مشاهده دقیق و درک خود از عصب شناسی کشف کرده است. گاوها هنگام رفتن به داخل تونل از این ماده زرد متحیر می شوند زیرا بیشتر حیوانات فقط بینایی دو رنگی دارند که فقط به آنها اجازه می دهد آبی و سبز را تشخیص دهند. این نشان می دهد که اجسام زرد رنگ به دلیل کنتراست قوی برای آنها واضح ترین هستند. انسان ها فقط سه رنگ اصلی را درک می کنند - آبی، سبز و قرمز - در حالی که پرندگان چهار رنگ (آبی، سبز، قرمز و ماوراء بنفش) را می بینند.
او به سرعت تصدیق می کند که نظام مند کردن رفتار انسان به طور قابل توجهی دشوارتر از رفتار حیوانی است، تا حدی به این دلیل که احساسات حیوانی کمتری وجود دارد. به گفته او، حیوانات چهار احساس ابتدایی شامل خشم، تعقیب طعمه، ترس و کنجکاوی و همچنین چهار احساس اجتماعی اصلی (جذب جنسی، پریشانی جدایی، دلبستگی و بازیگوشی) از خود نشان می دهند. از سوی دیگر، 412 عواطف انسانی متمایز در سرشماری اخیر برشمرده شد (به www.jkp.com/mindreading مراجعه کنید). علیرغم این پیچیدگی، فرد غیر اوتیستیک به راحتی رفتار دیگران را با استفاده از یک استراتژی متفاوت به جای تلاش برای نظام مند کردن دیگران (همدلی) درک می کند.
در مورد فرضیه گراندین که افراد مبتلا به اوتیسم بیشتر به حیوانات شبیه هستند تا افراد؟ چنین فرضیه ای را می توان اعتراض آمیز در نظر گرفت (پیشنهاد اینکه افراد مبتلا به اوتیسم به نوعی زیر انسان هستند). گراندین واقعاً ادعا میکند که هم حیوانات و هم انسانهای مبتلا به اوتیسم آگاهی از جزئیات بیشتری دارند و او دادههایی را برای حمایت از ادعاهای خود ارائه میکند. در نتیجه، او به جای توهین به کسانی که اوتیسم دارند، به این نکته اشاره می کند که افراد غیر اوتیستیک هوش کمتری دارند. ممکن است گفته شود که ما تحت اوتیسم هستیم.
او معتقد است که یک فرد مبتلا به اوتیسم نسبت به یک فرد بدون اوتیسم پیوند قویتری با حیوانات خواهد داشت، زیرا همان نورهای سوسو زدن غیرمنتظره، حرکات کوچک ناگهانی، یا صداهای بلندی که ممکن است حیوانی را مبهوت کند، میتواند فرد مبتلا به اوتیسم را نیز مبهوت کند. دو موضوع از کتاب او او ادامه می دهد که دانستن اینکه حیوانات چگونه چیزها را می بینند می تواند به ما کمک کند تا درک کنیم که افراد اوتیستیک چگونه چیزها را درک می کنند.
اگر مجذوب رفتار حیوانات هستید، خواندن این کتاب لذت بخش خواهد بود زیرا ظرافت های بسیاری از گونه ها را آشکار می کند. من از خواندن اینکه فیل ها با اعضای خانواده خود در فواصل 25 کیلومتری با استفاده از سیگنال های فروصوت و حتی لرزه ای ارتباط برقرار می کنند بسیار هیجان زده شدم. و وقتی فهمیدم شامپانزههای نر دقیقاً به همان شیوهای که انسانها برای قلمرو میجنگند، که اغلب منجر به تلفات زیادی میشود، وحشت کردم. یا اینکه تجاوز گروهی به یک قربانی زن توسط یک دلفین که قرار است دوستانه باشد دیده شده است.
گراندین معادل امروزی دکتر دولیتل است. با این حال، او هیچ گونه قدرت ماوراء طبیعی ارتباط حیوانی ندارد. بلکه او یک ناظر بسیار ماهر، فهیم و دانشمند دقیق است که اصول زیربنای رفتار حیوانات را استخراج کرده است. او با استفاده از تثبیت اوتیسم (با حیوانات) و ادراک اوتیسم (برای جزئیات صحیح) بسیار به ما آموخته است.




